حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
بسیاری از ازدواجها تا دوران میانسالی یا به پایان میرسند و یا دچار مشکل میشوند.انتخابهای دردناک امروزی، تبدیل به تحمل کردن ساختاری شدند که هیچ فایدهای برای طرفین رابطه ندارد.
هنگامي كه مي خواهيم در زندگي به اجبار به خواسته های خود برسيم، اصرار داريم كه تنها راه ممكن برای موفقيت فقط راه برگزيده ماست. بنابراين، هيچ فرصتي براي يافتن راه هاي ديگر به خودمان نمي دهيم.انگار دوست داريم همه چيز آن گونه كه خودمان مي خواهيم اتفاق بيفتد...
هرچه ما آگاهانهتر به سؤالات زندگیمان بپردازیم، زندگی معنادارتری را تجربه خواهیم کرد.وقتی کودک بودیم، سوالات ما این بود: پدر و مادرم از من چه انتظاراتی دارند؟ چگونه میتوانم نیازهایم را برآورده کنم؟
تا حالا چندبار با خودتان گفتید: این آدم با بقیه فرق دارد. او همان عشق رویایی من است. نیمه گمشده ام را پیدا کردم و تا حالا چنین حسی را با کسی تجربه نکردم؟ اما در نهایت فهمیدید این آدم هم مثل بقیه است؟
یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
نظرات و تجربیات خود ، درباره درس گفتارهای سهیل رضایی درباره دوره غیرحضوری گذشته نگذشته (عقده در روانشناسی) را اینجا به بحث بگذارید