طلاق عاطفی یک موهبت است. چون نشان می دهد نیمه اول ازدواج تمام شده و ما وارد نیمه دوم عمر خود و ازدواج مان شده ایم.
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
در یک رابطه مرد سعی می کند با به کار بستن روش های گوناگون، به ترس درونی خود نسبت به زنان غلبه کند.برای مردانی که به قید و بند حساس هستند، توجهات دلسوزانه زن ممکن است به
کنترلگری تعبیر شود و مرد را فراری دهد.
<...
خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
انکار با هر شدتی نمی تواند مانع تجربه از دست دادن شود. جایی میان بی قراری دل و تب و تاب ذهن، فرصتی است برای پذیرش فانی بودن همه چیز و پذیرفتن قدرت اندک مان برای کنترل کردن زندگی و اتفاقات آن.
عقده بخشی از روان ماست که با یاد آوری تجربیات و خاطرات گذشته فعال شده و بار عاطفی خاصی را برای ما ایجاد می کند
مهم نیست پدر شما خوب بوده یا با شما رفتار بدی داشته است.موضوع مهم این است که اگر پدرتان را نشناسید ناخواسته به زندگی تان ضربات جبران ناپذیری خواهید زد و فرصت استقلال روانی را از خود خواهید گرفت.