ترس و اضطراب بر بخشهای مهمی از زندگی ما سیطره دارد و موجب عقب ماندگی و رکود در زندگی ما میشود.یونگ با طرح موضوع عقده هم این مساله را ریشه یابی وهم ریشه آن را زده است.
عقده بخشی از روان ماست که با یاد آوری تجربیات و خاطرات گذشته فعال شده و بار عاطفی خاصی را برای ما ایجاد می کند
يونگ معتقد بود كه سايه، يك كهن الگو است. كهن الگوي سایه در همه انسان ها در طول تاريخ تكرار و تكرار خواهد شد
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...
درونتان دائماً به شما میگوید که باید کاری که کنید تا معشوقتان به هر قیمتی برگردد، وگرنه شما خواهید مُرد. ممکن است چندین بار تلاش کنید دوباره به یار از دست رفتهتان برسید. حتی اگر در عمل کاری نکنید، ممکن است درباره آن خیالپردازی کنید. دوباره و ........
در مقطعي از زمان حس می كنيم زندگي ما درستشدني نيست و شروع می كنيم به تخريب همه دستاوردهاي زندگي، اما جالب است بدانيد همه قدرت شما براي دستیابي به خواستهها و آرزوهايتان و كسب اعتماد به نفسي تازه در دوستي و پذيرش زشتيهاي درون است.
اگر بعد از کسب موفقیت های زیاد، با دستاوردهایتان احساس پوچی و اندوه می کنید، اگر از زندگی خسته شدید و راضی نیستید، اما نمی دانید چرا ادامه می دهید، خصوصاً اگر خانم هستید، تا دیر نشده این مطلب را مطالعه کنید!