چرا اينقدر از تنهایی هراس داريم؟ تا زمانى كه مرد ظرفيت زندگى در تنهايى را در وجودش پرورش ندهد و براى خود آشيانهاى نسازد، قادر نخواهد بود با زنى زندگى كند و از او نخواهد نقش مادر را برايش بازى كند.
مردان مسن تر هم به لحاظ شغلی و یا ارتباطی برایم جذاب ترند و تفکر و سبک زندگی شان را بیشتر می پسندم. از طرفی ارتباط با زن ها برایم کسل کننده است و بعد از مدتی وقت گذراندن با آن ها کلافه می شوم. چرا این اتفاق می افتد؟
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
کتاب پدران غایب ترجمه ای است از کتاب انگلیسی که نام اصلی آن "پدران غایب، پسران گمشده، جستجو برای هویت مردان" است. مطالب جذابی از این کتاب را با شما می خوانیم.
همه با جملاتی اینچنین آشنا هستید: یه دفه ورق برگشت!انگار طلسم شده بود!هر چه میزدم به در بسته میخورد!دهنم قُفل شده بود! زندگیش صدوهشتاد درجه چرخید! اصلاً مُدتیه یه جوری شده؛ داره گُه میزنه به زندگیش!اما پشت تمام این جملات چه رازی پنهان است؟
همه ما بعد از سی سالگی متوجه می شویم برخی مسائل در زندگی ما دائم در حال تکرار شدن هستند. برای خروج از این مسائل تکراری چه باید کرد؟