کسانی که درد عظیم از دست دادن عشق را تجربه کردند و عدم اطمینان، تمنا و ترس مرتبط با از دست دادن عشق را تجربه کردند، ممکن است دوباره جرأت نکنند ایمانشان به زندگی و تواناییشان در عشق ورزیدن را همچنان حفظ کنند.
چرا بی گناهان و خوبان باید زجر بکشند و آسیب ببینند، آنوقت عوضی ها هر روز گردن کلفت کنند؟ پس اگر بلایی به سرشان بیاید، حقشان است! با شناخت کهن الگوی یتیم، واقع بینی، سرسختی و پایداری را در خودتان رشد دهید
خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
انکار با هر شدتی نمی تواند مانع تجربه از دست دادن شود. جایی میان بی قراری دل و تب و تاب ذهن، فرصتی است برای پذیرش فانی بودن همه چیز و پذیرفتن قدرت اندک مان برای کنترل کردن زندگی و اتفاقات آن.
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
آرتمیس بخشی از شخصیت یک زن است که تمایل به طبیعت و حضور در آن دارد و اهل سفر اکتشافی است. زنانی جنگجو که در زندگی نیاز به حضور دائم مرد در کنارشان ندارند، می جنگند و زندگی را به پیش می برند، آرتميس هستند.
از یاد بردن خاطرات تلخ گذشته توسط روانکاوان برجسته دنیا که در این متن از آن ها صحبت می کنیم، بدترین کار دنیاست.