خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
درونتان دائماً به شما میگوید که باید کاری که کنید تا معشوقتان به هر قیمتی برگردد، وگرنه شما خواهید مُرد. ممکن است چندین بار تلاش کنید دوباره به یار از دست رفتهتان برسید. حتی اگر در عمل کاری نکنید، ممکن است درباره آن خیالپردازی کنید. دوباره و ........
یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
ما انسانها دارای ویژگیهای شخصیتی مختلفی هستیم، تفاوت این ویژگیها در افراد موجب میشود که ما در موقعیتی یکسان رفتارهای متفاوتی از دیگران داشته باشیم. شما از کدام نوع هستید؟
این مقاله برای آن دسته از دوستانی است که طعم تنهایی و احساس تنهایی را چشیده و در پی یافتن دریچههای تازهای از معنای این دو مفهوم هستند.
اصلی ترین تفاوت میان سوگواری بخاطر مرگ و سوگواری بخاطر رابطه، به این حقیقت ربط دارد که کسی که شما دوستش داشتید، نمرده، بلکه انتخاب کرده تا به رابطه با شما پایان دهد. این از دست دادن، از نظر شما توهین به ارزش شخصیتان تلقی میشود و نه عملی طبیعی و قسمت....
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...