طلاق عاطفی یک موهبت است. چون نشان می دهد نیمه اول ازدواج تمام شده و ما وارد نیمه دوم عمر خود و ازدواج مان شده ایم.
شاید شما تا الان بارها عنوان کلاس خودشناسی یا کارگاه خودشناسی به گوشتان خورده باشد و با تعجب از خود پرسیده باشید مگر ما خودمان را نمی شناسیم که باید برای شناخت خودمان به کلاس برویم.
خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
وقتی به کسی ظلم می شود، خونم به جوش می آید. عدالت اگر وجود ندارد، خودم مجری آن می شوم. با پرورش انرژی جنگجو، مرزبندی، سرسختی و استواری را در وجودتان پرورش دهید
بسیاری از ازدواجها تا دوران میانسالی یا به پایان میرسند و یا دچار مشکل میشوند.انتخابهای دردناک امروزی، تبدیل به تحمل کردن ساختاری شدند که هیچ فایدهای برای طرفین رابطه ندارد.
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...
ضربه هایی که از اعتماد کردن خوردید، شما را نگران کرده است؟ رقابت شما را مضطرب می کند؟ افرادی که به آن ها محبت کردید، قدرتان را ندانسته اند؟ احساس خلاء و پوچی دارید؟ در حال سوگواری برای چیزی مهم هستید؟ این متن را بخوانید