وقتی می فهمیم آنچه به عنوان "من" از خودمان می شناختیم، دروغی بزرگ و تعریف ما از خودمان موقتی و بر اساس انتظارات غیرواقعی ما بوده است، امکان ورود به دوران بزرگسالی و نمایش شخصیت واقعی خود را پیدا می کنیم.
برای آدم معناگرایی مثل من، کتاب مرداب روح جواب نسبتاً کاملی به نداهای درونی ام در درک معنای این زندگی و رنج هایش بود. دراینکه همه آدم ها دنبال خوشبختی هستند، شک نیست. اما ...!
خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
حسی و شهودی وجه دیگری از شخصیت انسان را آشکار می کند. اینکه هر فرد به چه نحو اطلاعات را جمع آوری و پردازش می کند. ما چگونه معنا را از اطلاعات استخراج می کنیم: از داده ها یا اینکه از عمق داده ها؟
مردان و زنان در جستجوی تجارب متفاوتی در یکدیگرند. مرد در جستجوی تأیید، گرما، ملایمت و مهربانی است تا آن ها را به مردانگی خود اضافه کند. زن خواهان ثبات، امنیت، شکل، نظم، وضوح و آزادی از مرد خودش است.
بسيارى اوقات آنچه گناه مى ناميم؛ غالباً نوعى احساس دلشوره، زياده روى و حتى نوعى گيجى است. اين احساس خاص نشان مى دهد عقده اى سربرآورده است. نشانه هاى يك عقده فعال را مطالعه کنید.
وقتی رابطه ای پایان یابد، برای هر دو طرف دردناک است، اما این درد برای کسی که ترک شده است، مخرب تر است. تقریباً همه ما این تجربه را داشتیم؛ کسی که به هر دلیلی تصمیم گرفته که دیگر با ما نباشد، تصمیم گرفته ما را نگه ندارد، ما منزوی شدیم، احساس تنهایی کردیم...