خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
این مقاله برای آن دسته از دوستانی است که طعم تنهایی و احساس تنهایی را چشیده و در پی یافتن دریچههای تازهای از معنای این دو مفهوم هستند.
درونتان دائماً به شما میگوید که باید کاری که کنید تا معشوقتان به هر قیمتی برگردد، وگرنه شما خواهید مُرد. ممکن است چندین بار تلاش کنید دوباره به یار از دست رفتهتان برسید. حتی اگر در عمل کاری نکنید، ممکن است درباره آن خیالپردازی کنید. دوباره و ........
در یک رابطه مرد سعی می کند با به کار بستن روش های گوناگون، به ترس درونی خود نسبت به زنان غلبه کند.برای مردانی که به قید و بند حساس هستند، توجهات دلسوزانه زن ممکن است به
کنترلگری تعبیر شود و مرد را فراری دهد.
<...
ما بخش هایی از وجودمان را که دیگران دوست ندارند به ناخودآگاه فرستادیم و به عبارتی آن ها را سرکوب کردیم. غافل از اینکه این ها در روان ما جا خوش کردند و از بین نرفتند. سایه کوله بار درازی است که با خود حمل می کنیم.
یونگ خودش به اندازه کافی پیچیده است، هنر این مطلب ساده و بیپرایه صحبت کردن از یونگ است. طوری که هرکس با هر سطح از معلومات با آن ارتباط بگیرد
عقده چیست و از کجا ریشه می گیرد؟ عقده ها چگونه روابط و خاطرات ما را کنترل می کنند؟ از کجا می توانیم متوجه شویم کدامیک از برخوردها و رفتارهای ما از عقده ها نشأت می گیرند؟