مادری معلم و دخترش که به مدرسه نمیرفت ابزار تیپ شناسی شخصیتی (MBTI ) را پایه گذاری کردند
خیانت اتفاقی است مثل از دست دادن. آنچه در خیانت از دست می رود، رابطه ای ساده و معصوم و مورد اعتماد است. هرچه خیانتی که دیدیم به کسی که بیشتر به او اعتماد و باور داشتیم نزدیک تر باشد، در تجارب بعدی کمتر اعتماد می کنیم.
اين رفتار از كجا اومد؟ من اصلاً نمىدونستم يه همچين احساسی نسبت به اين موضوع دارم! چرا اين موضوع باعث این واكنش شديد در وجود من شد؟ من چجوری به اینجا رسیدم؟
در یک رابطه چه چیزهایی حرف اول را می زنند؟ تاكنون اتفاق افتاده با كسي آشنا شويد كه براي شما و رشدتان مناسب باشد، اما جذابيت كمي برايتان داشته باشد؟
در صورتیکه پرسش این روزهایتان این است که دلیل این حس ها، رویدادها، مشکلات جسمی، تنهایی، مشکلات زناشویی و فرزندپروری و علت درماندگی من در برطرف کردن این ضعف ها چیست؟ این متن را بخوانید
ما بخش هایی از وجودمان را که دیگران دوست ندارند به ناخودآگاه فرستادیم و به عبارتی آن ها را سرکوب کردیم. غافل از اینکه این ها در روان ما جا خوش کردند و از بین نرفتند. سایه کوله بار درازی است که با خود حمل می کنیم.
آخر شب ناگهان اندوهی غیرمنتظره از جایی سر بر می آورد و این احساس که ما به نحوی ناکام ماندیم یا نتوانستیم کاری را که آن قدر از لزوم انجام دادنش مطمئن بودیم، انجام دهیم. ما واقعاً کجای زندگی اشتباه کردیم؟